دانلود رمان ثانیه های کثیف بردگی

در این وقت روز از وبسایت رمان خون همراه شما عزیزان هستیم با رمان بسیار زیبای ” دانلود رمان ثانیه های کثیف بردگی ” امیدواریم مورد پسند قرار گیرد همراه ما باشید.

دانلود رمان ثانیه های کثیف بردگی

من محکوم شدم به بردگی…محکوم شدم به سپری کردن اون شبای کثیف…
ثانیه های نفرت انگیزی که اون ارباب های بی رحم برام رقم زدن.
تنها خواسته من این بود که جسمم و روحم رو در اختیار عشقم قرار بدم اما نزاشتن. همه چیزمو ازم گرفتن و منو به یه برده ای تبدیل کردن که محکوم شد به غرق شدن در ش*هوت .
خودمو رو در اختیار ارباب جدید قرار دادم و برای این کار آموزش دیدم…برده جن*سی؟ این اصلا تو برنامه های من نبود….

قسمتی از رمان »

پارت اول: نقش شرکت‌کنندگان و عناوین: مستر تمام دستورات را میدهد و بر*ده خود را به هر چه بخواهد صدا میزند.
بر*ده تمام خواسته های مست*رش را بدون هیچ کم و کاستی انجام میدهد و او را فقط میتواند با عناوین های مستر…ار*باب…صاحب و خدا صدا بزند.
( وقتی چشمش به این قسمت افتاد پوزخندی زد…اون خیلی وقت بود که به یه برده تبدیل شده بود.
از وقتی که عاشق جایدن شده بود برده عشقش شده بود و حالا بر*ده جن*سی یه آلمانی…مگه مهم بود چه اسمی روشه! برده برده است…چیزی که زندگیت رو به نابودی میکشونه…اما برده عشق بودن خیلی سخت تر از بر*ده جن*سی بودنه…برده عشق که شد فقط اشک دید و اشک ریخت اما این بردگی شاید کمی لذت براش داشته باشه…همون که لحظه ای بتونه برده عشق بودن رو فراموش کنه یعنی این بهتره!)

مکان صح*نه‌ها: تماما به عهده مستر است و برده هیچ حق و نظری نمیتواند داشته باشد.
زمان صحنه‌: هر زمانی که ار*باب احساس نیاز کند.
توافقات بر سر حوادثی که ممکن است طی صح*نه روی دهند: مستر میتواند برای ارض*ای نیازش بدن بر*ده اش را تحت سلطه بگیرد و برده حق هیچ گونه اعتراضی ندارد. تمامی حوادث کاملا مجاز است.
توضیحات تکمیلی: به دلیل خریدن بر*ده از عمارت شاهزاده احمد و بی هویت بودن آن ار*باب میتواند با او به هر روشی رفتار کند و برده باید تمام خود را در اختیار ار*بابش قرار دهد…درصورت سرپیچی ازهرگونه دستورات ارباب هر تنبیهی که بخواهد برای بر*ده اش در نظر میگیرد …
پارت دوم: مهراب این سکوت هلیا رو به عنوان جواب مثبت در نظر گرفت و اروم کمر لخ*تشو نوازش کرد.

هلیا سریعا به خودش اومد و خواست که از مهراب جدا بشه اما قدرت اون مرد بیشتر از این حرفا بود.
-مهراب داری چکار میکنی؟
تو صداش هیچ نشونه ای از عصبانیت دیده نمیشد و فقط ترس و استرس بود که فضای اون خونه رو جذاب تر میکرد.
– اروم باش هلیا. جایدن ممکنه بیاد پایین. قرار نیست کسی متوجه بشه. میدونم اولش هم از من خوشت میومد.
من نگاهت رو میتونم بفهمم. میدونم که دلت میخواد با من باشی.
هلیا همچنان که تلاش میکرد خودشو از چنگ مهراب ازاد کنه با استرس بیشتری گفت: الان کم کم میرسن. فرداد بفهمه زندگی من خراب میشه.بزار برم مهراب! لطفا !
-هیشش…دختر آروم بگیر! شوهرت قرار نیست بفهمه! فقط یه ذره … بدنم بدجور داغ کرده… به تن داغت بدجور نیاز دارم…ببینش…بدجور بیدار شده… دستشو آروم تو ش*و*رت اون دختر فرو کرد و …/ جهت مشاهده پارت های بعدی این رمان از باکس دانلود زیر استفاده کنید.


بدلیل حقوق نویسنده و ناشر این رمان دیگر به رایگان آپدیت نخواهد شد لذا جهت دانلود و مطالعه باقی رمان را از لینک زیر خریداری کنید

رمان های که دیگران خوانده اند »

جهت دانلود رمان های زیر بر روی اسم آن کلیک کنید:
ارباب خشن و هات من ارباب حریص من دکمه و شلاق نهایت لذت باج گیری در تخت  پکیج رمان های برتر  الهه ای در لباس زیر همسرهات من پادشاه بی رحم خدمتکار هات من انگلیسی کثیف آقای خسیس کوچولوی شیطون عمویم نباش هم خواب انگلیسی من مجموعه رمان های بزرگسال دامینیک وسوسه شیرین خائن ویر مرد قانون مکانیک مربی بانکدار انتقام و آبرو حسابدار زیبا راننده سرویس جذاب من شوگر ددی خانوم باش یکطرفه جمجمه 365 روز دلبر حاجی میلیاردر کثیف همسر قلابی مالک چگونه هر کسی را عاشق خود کنیم ؟ سه دبیرستانی شیطون من مردی که به زانو در آمد هوس پرستان دختر خلافکار شب سرنوشت ساز بدنام ایرانی همسر فراموش شده یونانی رویای آرش ثانیه های کثیف بردگی دکمه و شلاق ۱۹ درجه تا لذت ملکه اتاق بازی قلب سنگی بهشت داغ من رژ لب قرمز تصاحب گر ناله های نیمه شب در آغوش یک قاتل عموی ناتنی من بهشت خیس من کبودی بی گناه و شوالیه پرستار هـات من سوگلی معلم شوهر هـات من تصاحب لیلی گیلاس کدبانوی سفارشی شوفر بَدنام خارجی ملاتونین فرشته شیطانی دختر نسبتا بَد دلبر وحشی مرد رویاها دانشجوی شهـوتی من پسرخاله من
کانال تلگرامی ما عضویت در کانال تلگرامی ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا